>
فرهنگ صحیح بازیهای ویدئویی
بالاخره انتظارهای زیادی به سر رسید و بتای بسته دوم بازی Monster Hunter Outlanders شروع شد. این عنوان که از دنیای محبوب Monster Hunter میاد، یک تجربه اکشن و بقای آنلاین تو یه جهانباز رو برای موبایلها وعده داده بود و از همون اول حسابی سروصدا کرد. حالا که اولین نظرات و پیشنمایشها منتشر شدن، هیجان برای این بازی که توسط CAPCOM ساخته میشه، خیلی بیشتر از قبل شده. من هم مثل خیلی از شماها، واقعاً مشتاق بودم تا خودم دست به کار بشم و این بازی رو امتحان کنم.

با وجود اینکه این چند وقت حسابی درگیر چند تا بازی دیگه بودم، بالاخره فرصت شد که آخرین بتای بسته Monster Hunter Outlanders رو تجربه کنم. چند ساعتی رو غرق دنیای بازی شدم و الان میخوام اولین برداشت خودم رو باهاتون به اشتراک بذارم. البته چون بازی هنوز کامل منتشر نشده، نمیخوام وارد جزئیات خیلی عمیق بشم تا تجربه آینده شما اسپویل نشه، فقط میخوام بگم چیهاش رو خیلی دوست داشتم. داستان بازی ما رو به منطقه Aesoland میبره؛ جایی که ما به عنوان یه ماجراجو، همراه با گروه خودمون (گیلد) میریم که یک جزیره مرموز رو کشف کنیم.
اما همه چیز اونطور که فکر میکنیم پیش نمیره؛ یه طوفان سهمگین باعث میشه مجبور بشیم به صورت اضطراری فرود بیاییم. این اتفاق ناگوار، رازهای پنهان این جزیره و یه کانی آتشین به اسم Radiantite رو برای ما فاش میکنه. ماجراجویی ما بین طوفانهای شدید و آسمانهای پرخطر ادامه پیدا میکنه و اوضاع خیلی سریع به سمت بدتر شدن میره. وقتی یه راتیان (Rathian) خشمگین نزدیک یه روستای در حال سوختن ظاهر میشه، تازه میفهمیم چه خطری در کمینه. اینجا بود که من واقعاً احساس کردم داستان بازی جدیتر از چیزیه که انتظار داشتم.
قبل از اینکه وارد بتا بشم، انتظار داشتم گرافیک بازی خوب باشه، چون تریلرها واقعاً چشمگیر بودن. ولی چیزی که بیشتر از همه منو سورپرایز کرد، این بود که چقدر سکانسهای افتتاحیه بازی سینمایی و خیرهکننده طراحی شده بود. راستش رو بخواید، جرئت میکنم بگم این یکی از بهترین سکانسهای آغازین هست که تو یه بازی موبایل دیدم. اوایل بازی رو بدون هدفون شروع کردم و فقط میخواستم ببینم جریان چیه، اما بعد از چند ثانیه، هدفون رو به گوشم زدم و تا آخرش ادامه دادم؛ واقعاً حیف بود صداهاش رو از دست بدم.

من همیشه عاشق طراحی صدای خوب تو بازیها هستم، و وقتی یه بازی موبایل بتونه این کار رو به خوبی انجام بده، حسابی کیف میکنم. تو این بخش، Monster Hunter Outlanders واقعاً عالی عمل کرده بود؛ صداگذاری و دیالوگها بینظیر بودن و تعقیب و گریز هیجانانگیز هیولاها هم که دیگه گل سرسبدشون بود. این بازی از همون اول نشون داد که تو بخش داستانگویی، چقدر جدی و متعهد عمل میکنه و این خیلی با ارزش هست. شاید بعضیها بگن چرا اول بازی اینقدر طولانیه، ولی بهنظرم با این کیفیت ارائه، اصلاً خستهکننده نبود.
داستان بازی ما رو به منطقه Aesoland میبره؛ جایی که ما به عنوان یه ماجراجو، همراه با گروه خودمون (گیلد) میریم که یک جزیره مرموز رو کشف کنیم. اما همه چیز اونطور که فکر میکنیم پیش نمیره؛ یه طوفان سهمگین باعث میشه مجبور بشیم به صورت اضطراری فرود بیاییم. این اتفاق ناگوار، رازهای پنهان این جزیره و یه کانی آتشین به اسم Radiantite رو برای ما فاش میکنه. ماجراجویی ما بین طوفانهای شدید و آسمانهای پرخطر ادامه پیدا میکنه و اوضاع خیلی سریع به سمت بدتر شدن میره. وقتی یه راتیان (Rathian) خشمگین نزدیک یه روستای در حال سوختن ظاهر میشه، تازه میفهمیم چه خطری در کمینه. اینجا بود که من واقعاً احساس کردم داستان بازی جدیتر از چیزیه که انتظار داشتم.
نقاط قوت بصری بازی فقط به بخشهای سینمایی محدود نمیشه و تو خود گیمپلی هم به چشم میاد. محیطهای بازی هم خیلی خوب طراحی شدن و حس زنده بودن و پویایی به جهان Monster Hunter Outlanders میدن. بهنظرم تبدیل کردن مکانیکهای پیچیده Monster Hunter به کنترلهای موبایل کار آسونی نیست، ولی تا اینجای کار، استودیو TiMi واقعاً خوب از پس این چالش برآمده. دکمههای اصلی بازی خیلی کاربردی هستن و کار رو برای بازیکن راحت میکنن. اولین مبارزه با هیولاها هم خیلی خوب مکانیکهای اصلی بازی رو قدم به قدم معرفی میکنه. کنترل ها کاملاً واضح توضیح داده میشن، پس حتی اگه خیلی هم با سری Monster Hunter آشنا نباشید، روند یادگیری براتون روون خواهد بود.

اما یه گلایه کوچیک اینجا دارم. من نتونستم بازی رو با بالاترین تنظیمات گرافیکی تجربه کنم. رو دستگاه من، این تنظیمات روی “High” قفل شده بود و من مطمئنم که گوشی من توانایی اجرای بازی روی “Ultra” رو داره. همین مشکل برای فریم ریت هم وجود داشت، هم تو مپهای باز و هم تو آرناها. واقعاً عجیبه. شاید به خاطر بتا باشه و تو نسخه نهایی حل بشه؟ فعلاً نمیخوام گوشیم رو عوض کنم، پس امیدوارم تو آپدیتهای بعدی این مشکل برطرف بشه.
یکی از چیزهایی که همیشه تو بازیهای موبایل ازش شاکی بودم، مرحله “اوروِلمینگ” (Overwhelming) بودن منوها و رابط کاربری شلوغ بود. اما این بار، تو Monster Hunter Outlanders اصلاً این حس رو نداشتم. البته، برای یه بازی تو این ژانر، به همه دکمههای مهم نیاز هست، ولی این بازی طوری طراحی شده که بعد از یه مدت کم، عادت میکنید و “ماسل مموری” (Muscle Memory) بهتون کمک میکنه. مثلاً برخلاف بعضی بازیها که هر روز با کلی پنجره پاپآپ برای رویدادهای جدید یا بستههای خرید مواجه میشی، اینجا همه چیز سر جای خودش بود و الکی شلوغ نشده بود.
با اینکه برداشت اولم از بازی خیلی مثبت بود، هنوز جاهایی هست که نیاز به اصلاح و بهتر شدن دارن. مثلاً، من دوست داشتم روان بودن انتقالها بین بخشهای مختلف بازی یه کم بیشتر باشه. شاید به خاطر جزئیات گرافیکی زیاد باشه، اما تو صفحه ساخت شخصیت، یه افت فریم کوچیک دیدم که خیلی عجیب بود؛ چون تو خود مبارزهها اصلاً این مشکل رو نداشتم. و همونطور که گفتم، بخش سینمایی ابتدایی بازی واقعاً نفسگیره، اما میتونم تصور کنم که شاید بعضی از بازیکنها این مدت زمان رو طولانی ببینن و دوست داشته باشن سریعتر وارد گیمپلی بشن. شخصاً ازش لذت بردم چون کیفیت ارائه اونقدر بالا بود که منو کاملاً جذب خودش کرد، ولی خب، سلیقهها متفاوته.
بزرگترین چیزی که بعد از تجربه Monster Hunter Outlanders یاد گرفتم اینه که اصلاً حس نمیکنی داری روی موبایل بازی میکنی. البته، صفحه کوچیک گوشی همیشه مشخصه، ولی منظورم رو متوجه میشید. این بازی پر از نکتههای مثبت و دوستداشتنیه و میشه به راحتی گفت پتانسیل این رو داره که خیلی بزرگتر از اینی که الان هست، بشه. جامعه گیمرها هم حسابی براش هیجانزدهان و منتظرن تا ببینن نسخه نهایی چی میشه.
با موجوجم، جم و آیتمهای محبوب بازیهای مورد علاقهتان همیشه در دسترس هستند.
این تازه دومین بتای بسته بود و مطمئنم قولی که این بازی داده، تا زمان عرضه کاملش به خوبی عملی میشه. استودیو TiMi واقعاً میخواد این حس رو به بازیکنها بده که دارن یه تجربه Monster Hunter در مقیاس بزرگ رو روی دستگاههای موبایل تجربه میکنن، و بر اساس همین نسخه بتا، میشه گفت که دارن تو مسیر درستی حرکت میکنن. بهترین تعریفی که میشه از این بازی کرد اینه که “جاهطلبه” و “مقیاس بزرگی” داره. بازیهای موبایل معمولاً برای اینکه با انتظارات پلتفرم جور دربیان، محتوا رو کوچیک میکنن، اما Monster Hunter Outlanders انگار داره فعالانه تلاش میکنه تا از این انتظارات هم فراتر بره.
البته با همه این تفاسیر و انتظارات بالا، خیلی کنجکاوم ببینم عملکرد بازی روی دستگاههای با مشخصات پایینتر چطوره. من خودم نتونستم بازی رو با بالاترین تنظیمات امتحان کنم، ولی با توجه به مقیاس بازی، فکر میکنم گوشیهای میانرده ممکنه برای اجرای روون بازی حسابی تحت فشار قرار بگیرن. امیدوارم تو نسخه نهایی، بهینهسازیها طوری باشن که همه بتونن از این تجربه خفن لذت ببرن.
خلاصه بگم، Monster Hunter Outlanders تو همین بتای بسته خودش نشون داده که چی تو چنته داره. یه بازی اکشن-بقا که قرار نیست فقط یه پورت ساده از نسخه کنسولی باشه، بلکه میخواد یه استاندارد جدید برای بازیهای موبایل تعریف کنه. باید صبر کرد و دید که TiMi Studios در نهایت چطور این پروژه جاهطلبانه رو به ثمر میرسونه. بهنظرم، همه ما باید آماده یه ماجراجویی حسابی روی صفحه نمایشهای کوچیکمون باشیم!
Monster Hunter Outlanders یه بازی اکشن و بقای آنلاینه. این بازی برای موبایل ساخته شده و قراره یه تجربه جهانباز رو ارائه بده. داستانش در مورد کشف یه جزیره مرموزه.
گرافیک بازی خیلی خیرهکننده و سینماییه، مخصوصاً تو سکانسهای اولش. صداگذاری و دیالوگها هم بینظیرن و حس خوبی به بازی میدن. اینا باعث میشه اصلاً حس نکنی رو موبایل بازی میکنی.
کنترلهای بازی برای موبایل خیلی خوب طراحی شدن و کار باهاشون راحته. دکمههای اصلی کاربردی هستن. حتی اگه با سری Monster Hunter آشنا نباشی، روند یادگیریش روونه.
تو بتا، بعضی تنظیمات گرافیکی و فریم ریت روی دستگاه من قفل بود. امیدوارم این مشکل تو نسخه نهایی حل بشه. با توجه به مقیاس بازی، گوشیهای میانرده ممکنه برای اجرای روون تحت فشار باشن.

خب، بالاخره نوبت رسید به یه نگاه نزدیک به یکی از موردانتظارترین بازیهای موبایل که این روزها حسابی توی جامعه گیمرها سر و صدا کرده. بازی «Roco Kingdom» (روکو کینگدام) از استودیوی MoreFun و شرکت تنسنت گیمز (Tencent Games) که به تازگی در چین عرضه شده، وعده یه تجربه متفاوت از جمعآوری پتها (Pet) و گشتوگذار در دنیای باز رو بهمون داده. من خودم فرصت پیدا کردم برای حدود ۱۲ تا ۱۴ ساعت این عنوان رو تجربه کنم و الان میخوام اولین حس و حالم رو از این دنیای دوستداشتنی با شما به اشتراک بذارم. این بازی، که تقریباً شش سال در دست توسعه بوده و چند بار هم تاریخ انتشارش عقب افتاده، بالاخره روی سرورهای چینی در دسترس قرار گرفته. بعد از پیشثبتنامهای گستردهای که داشت، «Roco Kingdom» خیلی زود تبدیل شد به یکی از بزرگترین و پرطرفدارترین بازیهای موبایل امسال. حالا سوال اینجاست که این همه هیاهو واقعاً ارزشش رو داشته؟ آیا MoreFun تونسته بعد از این همه وقت، یه بازی بسازه که هم جذاب باشه و هم حرف جدیدی برای گفتن داشته باشه؟
بیشتر بخوانید
سلام به همه گیمرهای عزیز! امیدوارم حالتون خوب باشه و آماده باشین برای یه خبر جذاب دیگه از دنیای بازی. امروز میخوایم در مورد بازی جدید NetEase Games (نتئیز گیمز) حرف بزنیم که اسمش Sea of Remnants (سی آو رمننتس) هست. این عنوان بالاخره داره خودش رو برای عرضه در چین آماده میکنه و تازه خبر رسیده که یه پنجره انتشار در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ (ژوئیه، آگوست، سپتامبر ۲۰۲۶) براش در نظر گرفته شده. البته خبر خوبتر برای اونایی که دوست دارن زودتر بازی رو تجربه کنن، شروع ثبتنامهای جدید برای بتای بسته این بازیه. این یعنی اونایی که توی چین هستن شانس دارن قبل از عرضه کامل، بازی رو امتحان کنن. ولی برای بقیه دنیا، هنوز باید صبر کنیم و ببینیم چی میشه.
بیشتر بخوانید
سلام به همه گیمرهای باحال گنشین ایمپکت! اگه شما هم مثل من ساعتها توی دنیای تیوات گشت و گذار میکنید و همیشه دنبال این هستید که بفهمید کدوم کاراکتر یا سلاح قراره کی توی بازی بیاد، این مطلب دقیقاً برای شماست. امروز میخوایم یه سفر طولانی و هیجانانگیز داشته باشیم توی تاریخچه تمام بنرهای آرزوهای گنشین ایمپکت، از روزهای اول بازی تا همین الان و حتی فراتر از اون، یعنی تا آپدیتهای پیش رو.
بیشتر بخوانید